الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
138
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
نشانه جنون و گاه اساطير الاولين و افسانههاى پيشينيان ! و به اين ترتيب آيه گواه زنده اى بر اين حقيقت است كه سرچشمه اصلى مجادله كبر و غرور و خودمحورى است ، چرا كه افراد متكبر و خود محور به خاطر علاقه شديد به خويشتن ، به ديگران اعتنا ندارند ، افكار خود را حق و نظرات ديگران را هر چه باشد باطل مىپندارند ، لذا روى سخنان باطل خود ايستادگى به خرج مىدهند . تعبير به « ان » اشاره به اين است كه عامل منحصر در اين گونه موارد همان كبر و خود برتربينى است و الا چگونه ممكن است انسان بدون دليل و مدرك اينهمه بر گفتار خود ايستادگى به خرج دهد . « صدور » ( سينهها ) در اينجا اشاره به قلبها است و منظور از قلب روح و جان و فكر است كه در آيات قرآن كرارا به اين معنى آمده است . بعضى از مفسران « كبر » را در آيه فوق به معنى « حسد » تفسير كردهاند ، و عامل مجادله آنها را حسادتشان نسبت به پيامبر ص و مقام معنوى و ظاهرى او مىدانند ، در حالى كه كبر در لغت به اين معنى نيست ، ولى ممكن است ملازم آن باشد ، چرا كه افراد متكبر و خود محور معمولا حسود نيز هستند ، همه مواهب را براى خود مىخواهند و از اينكه ديگران از آن بهره گيرند ناراحت مىشوند . سپس مىافزايد : « آنها هرگز به منظور خود نخواهند رسيد » ( * ( ما هُمْ بِبالِغِيه ) * ) . هدف آنان اين است كه خود را بزرگ ببينند ، فخر بفروشند و بر جامعه حكومت كنند ، اما جز ذلت و زير دست بودن بهره اى نخواهند گرفت ، نه به هدفى كه از كبر و غرور دارند مىرسند ، و نه به هدفى كه براى مجادلههاى باطل و بى اساس دارند كه حق را ابطال كنند و باطل را بر كرسى بنشانند » .
--> ( 1 ) در اينكه مرجع ضمير « بالغيه » چيست ؟ مفسران دو احتمال دادهاند : نخست اينكه به « كبر » برگردد ، چرا كه جمله « ما هم ببالغيه » توصيفى است براى « كبر » ، و مفهوم جمله چنين مىشود كه آنها به مقتضى و هدف تكبرشان نمىرسند ( در حقيقت « مضاف » در اينجا حذف شده - « ما هم ببالغى مقتضى كبرهم » ) ديگر اينكه ضمير به « جدال » باز گردد كه از جمله « يجادلون » استفاده مىشود ، يعنى آنها به هدف جدال باطل خود كه ابطال حق است نمىرسند ، اما در اين صورت جمله نمىتواند صفت كبر بوده باشد ، و بايد عطف بر جملههاى قبل گردد ، با حذف عاطف .